حکایت من۰۰۰حکایت کسی بود که عاشق دریا بود٬ اما قایقی
نداشت۰۰۰ دلباخته سفر بود٬ اما همسفر نداشت۰۰۰زخم داشت
اما ننالید۰۰۰گریه کرد٬اما اشک نریخت۰۰۰حکایت من حکایت کسی
بود که۰۰۰پر از فریاد بود٬ اما سکوت کرد تا همه ی صداها را
بشنود۰۰
حکایت کسی بود که زجر کشید٬ اما ضجه نزد۰۰۰ |